مولف ناشناخته

328

تاريخ شاهى ( فارسى )

از نو فرمود ، و بر آن اوقاف بسيار نهاد . . . » . مرحوم اقبال به دنبال اين مطلب مىنويسد : « در يك مجموعه خطى متعلق به نگارنده ، چند قصيده هست از فخر الدين فخرى اصفهانى در مدح صفوة الدين پادشاه خاتون و جلال الدين سيورغتمش و مظفر الدين محمد و بعضى از اعيان دربارى كرمان در عهد ايشان . از آن جمله قصيده‌ايست به بحر مجتث محذوف كه مصنوع است - يعنى چون سه حرف از هر بيت آن برگيرند ، يك رباعى از آن در مدح صفوة الدين پادشاه خاتون استخراج شود - با اين مطلع : ايا بهار روان پرور جهان‌آرا * مشام بىتو معطر نكرد باد صبا سپيده‌دم ز وصولت نسيم صبح چو يافت * اثر برفت ز انفاس آن ز مشك خطا تا آنجا كه گويد : يگانه مريم ثانى ، گزيده صفوت دين * پناه تيغ و نگين ، آفتاب ابر عطا هميشه همت او كارساز مملكت است * ز نور همت او چشم قطب دين بينا . . . شمس فخرى در مدح سيورغتمش گويد : درين كاخ فلك پيكر ، بدين عهد همايون‌فر * نهد خاقان ، دهد سنجر ، كند خسرو ، شود قيصر يكى بر خاك پيشانى ، دوم بر باد سلطانى ، * سوم آهنگ دربانى ، چهارم بنده و چاكر